Translation of "shortening" into Persian

روغن قنادی, کوتهسازی, (شیرینی پزی) چربی are the top translations of "shortening" into Persian.

shortening noun verb grammar

(cooking) Solid fat, such as butter, lard or hydrogenated vegetable oil, used to make shortcrust pastry. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • روغن قنادی

  • کوتهسازی

  • (شیرینی پزی) چربی

  • Less frequent translations

    • روغن شيرينيپزي
    • کره (که برای تردسازی و مزه به خمیر می زنند)
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "shortening" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "shortening" with translations into Persian

  • (شیرینی پزی) کره زدن · بادبان را تا حدی جمع کردن (که باد کمتری بگیرد) · بهم فشردن · مختصر کردن · کاستن، کاهیدن، کم کردن، جمع کردن، کاهش · کاستن؛ نقصان دادن، کاهیدن، تقلیل دادن، تقصیر، تصغیر، تنزیل · کوتاه کردن · کوتاه کردن یا شدن
  • روغن ترد کننده · مختصر کننده
  • کاهش
  • (شیرینی پزی) کره زدن · بادبان را تا حدی جمع کردن (که باد کمتری بگیرد) · بهم فشردن · مختصر کردن · کاستن، کاهیدن، کم کردن، جمع کردن، کاهش · کاستن؛ نقصان دادن، کاهیدن، تقلیل دادن، تقصیر، تصغیر، تنزیل · کوتاه کردن · کوتاه کردن یا شدن
  • (شیرینی پزی) کره زدن · بادبان را تا حدی جمع کردن (که باد کمتری بگیرد) · بهم فشردن · مختصر کردن · کاستن، کاهیدن، کم کردن، جمع کردن، کاهش · کاستن؛ نقصان دادن، کاهیدن، تقلیل دادن، تقصیر، تصغیر، تنزیل · کوتاه کردن · کوتاه کردن یا شدن
  • (شیرینی پزی) کره زدن · بادبان را تا حدی جمع کردن (که باد کمتری بگیرد) · بهم فشردن · مختصر کردن · کاستن، کاهیدن، کم کردن، جمع کردن، کاهش · کاستن؛ نقصان دادن، کاهیدن، تقلیل دادن، تقصیر، تصغیر، تنزیل · کوتاه کردن · کوتاه کردن یا شدن
  • (شیرینی پزی) کره زدن · بادبان را تا حدی جمع کردن (که باد کمتری بگیرد) · بهم فشردن · مختصر کردن · کاستن، کاهیدن، کم کردن، جمع کردن، کاهش · کاستن؛ نقصان دادن، کاهیدن، تقلیل دادن، تقصیر، تصغیر، تنزیل · کوتاه کردن · کوتاه کردن یا شدن
  • (شیرینی پزی) کره زدن · بادبان را تا حدی جمع کردن (که باد کمتری بگیرد) · بهم فشردن · مختصر کردن · کاستن، کاهیدن، کم کردن، جمع کردن، کاهش · کاستن؛ نقصان دادن، کاهیدن، تقلیل دادن، تقصیر، تصغیر، تنزیل · کوتاه کردن · کوتاه کردن یا شدن
Add

Translations of "shortening" into Persian in sentences, translation memory