Translation of "shoulder" into Persian
شانه, دوش, کتف are the top translations of "shoulder" into Persian.
(anatomy) The joint between the arm and the torso, sometimes including the surrounding area. [..]
-
شانه
nounjoint between arm and torso [..]
She screamed and fell unconscious on his shoulder.
شاهزاده خانم فریادی کشید و بیهوش روی شانه او افتاد.
-
دوش
nounjoint between arm and torso
Gatsby shouldered the mattress and started for the pool.
گتسبی تشک را به دوش کشید و به طرف استخر راه افتاد.
-
کتف
nounjoint between arm and torso
Shannon's man took the swipe with the Bowie knife in the shoulder, let out another scream, and ran.
شانون کاردش را در کتف مرد فروکرد او جیغ دیگری کشیده و بدوی دن پرداخت.
-
Less frequent translations
- کول
- هل دادن
- پذیرفتن
- سردوشی
- کت
- اکتاف
- هناش
- اپل
- (با شانه) راه باز کردن
- (جمع) شانه ها
- (خیاطی) شانه
- بر دوش حمل کردن
- بر شانه کشیدن
- به عهده گرفتن
- به گردن گرفتن
- تقبل کردن
- حاشیه ی جاده
- شانه جاده
- شانه ی بطری
- قلم دوش کردن
- متحمل شدن
- هر چیز به شکل شانه
- هر یک از دوکناره ی اسفالت نشده ی راه
- پیش آمدگی دوش مانند
- گوشت شانه (بویژه شانه ی گوسفند و خوک - رجوع شود به تصویر: pork)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "shoulder" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Shoulder" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Shoulder in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "shoulder"
Phrases similar to "shoulder" with translations into Persian
-
پیش فنگ
-
(تسمه برای حمل دوربین و غیره روی شانه) دوش آویز · بند پیراهن (که مثل بند شلوار پیراهن را نگه می دارد) · تسمه · سردوشی · شانه آویز
-
بی محابا · بی پرده · رک · رک و راست · رک گو · سرراست · صاف وساده · نیرومند · پرحرف
-
(کالبدشناسی) استخوان کتف (رجوع شود به scapula) · استخوان بازو · استخوان درشتني · استخوان ران · استخوان زند زبرين · استخوان كتف · استخوان كف دست · استخوان كف پا · استخوان مچ · استخوان مچ پا · استخوان نازكني · استخوان کتف · استخوانهاي بند انگشت · استخوانهای اندام حرکتی · راديوس · كشكك · مفصل شانه · کتف
-
دارای شانه های افتاده
-
نشانگان گیرافتادگی شانه
-
وانگای شانهسرخ
-
(معمولا با: the) بی اعتنایی · بی اعتنایی کردن · بی محلی کردن به · پهن و کوتاه · کم محلی