Translation of "shoveler" into Persian
خاکبردار, (جانورشناسی) مرغابی بیل منقار (Anas clypeata), (شخص یا دستگاه) بیل زن are the top translations of "shoveler" into Persian.
shoveler
noun
grammar
One who, or that which, shovels. [..]
-
خاکبردار
-
(جانورشناسی) مرغابی بیل منقار (Anas clypeata)
-
(شخص یا دستگاه) بیل زن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "shoveler" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "shoveler"
Phrases similar to "shoveler" with translations into Persian
-
دستگاه حفار بخار (ی) · کاوگر بخاری
-
(با شتاب یا ولع یا بریز و بپاش) خوردن · (برف) پارو کردن · (گیلکی) گرباس · bil · با بیل برداشتن · بيل · بیل · بیل زدن · بیلچه · حفار · حفر کننده · خاك انداز · خاک انداز (به خاک انداز خانگی می گویند: dustpan) · خاکبردار · در دهان چپاندن · رجوع شود به shovelful · روفتن · هر چیز بیل مانند: بیل مکانیکی · پارو (برای برف روفتن) · کاوشگر
-
بیلچه · حفار · حفر کننده · کاوشگر
-
(جانورشناسی) کوسه ماهی بیل سر (Sphyrana tiburo)
-
به اندازه ی یک بیل یا پارو
-
کفچه نول
-
(در مورد سر یا بینی یا پوزه یا منقار) بیل مانند · بیل سان
-
کلاه لبه پهن (که برخی کشیشان بر سر می گذارند)
Add example
Add