Translation of "sign" into Persian
علامت, نشانه, نشان are the top translations of "sign" into Persian.
(sometimes also used uncountably) A visible indication. [..]
-
علامت
nounFeature element which permits to refer to anything or any person.
He was watchful for any sign of diabetes.
او مراقب بروز هر گونه علامت دیابت بود.
-
نشانه
nounsemiotic concept
Suddenly the signs of His birth appeared in the heavens.
ناگهان نشانه های تولّدش در آسمانها ظاهر شدند.
-
نشان
nounOh, yes, that's just a sign that he has no need to do coarse work.
ـ بله، این نشان میدهد که او نمیتواند هیچ کار سختی بکند.
-
Less frequent translations
- اثر
- اعلان
- شعار
- ژست
- صورت فلکی
- اشاره
- تابلو
- نماد
- رمز
- رد
- نمودار
- حرف
- بنک
- جاپا
- هنایش
- تقارن
- وات
- نمایه
- انگ
- تضاد
- خال
- (جانور) ردپا
- (در هوا یا با دست برسینه) نشان صلیب کشیدن 3
- (رسما) انتقال دادن
- (رسما) به عهده گرفتن 8
- (زبان و نگارش) ایما
- (مغازه یا موسسه - راهنمایی رانندگی) تابلو
- اشاره کردن
- اعلام قبلی
- امضا شده
- امضا کردن
- با زبان اشاره فهماندن 7
- تفویض کردن 6
- تمایل قطبی
- دارای علامت یا تابلو کردن
- دستینه نهادن 4
- رجوع شود به sign language
- رجوع شود به sign of the zodiac 1
- علامات زبان اشاره
- علامت گذاری کردن
- عمارت بزرگ
- قرارداد امضا کردن
- نام خود را نگاشتن 5
- نشانه ی بیماری
- نمار 0
- هم افت 2
- پیش آگهی
- پیش درآمد
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "sign" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Sign" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Sign in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "sign"
Phrases similar to "sign" with translations into Persian
-
علامت صلیب · نشان صلیب (به ویژه آنکه با دست در هوا یا بر سینه کشیده می شود)
-
(ریاضی) علامت رادیکال · نشان ریشه
-
پایان دادن به
-
خروج از برنامه
-
امضا (به ویژه امضای پادشاه روی سند رسمی)
-
علامت بهعلاوه-منها
-
# علامت عدد
-
علامت بزرگتر یا مساوی