Translation of "silliness" into Persian
حماقت, نادانی, خریت are the top translations of "silliness" into Persian.
silliness
noun
grammar
(uncountable) That which is perceived as silly or frivolous. [..]
-
حماقت
Forgive me, Mother, I'm paid for my silliness now.
مرا ببخش مادر. من حالا به خاطر این حماقت خودم به قدر کافی تنبیه شدم مادر.
-
نادانی
-
خریت
-
Less frequent translations
- ابلهی
- پوچی
- نفهمی
- سبک مغزی
- کم عقلی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "silliness" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "silliness" with translations into Persian
-
(در اصل) ساده · (عامیانه) گیج · (نادر) کم عقل · ابله · احمق · احمقانه · از حال رفته · بلادفاع · بی آزار · بی شعور · بی فکر · بی فکرانه · بی مزه · بیچاره · خنده دار · ساده لوح · سرمست · ضعیف · غیرمنطقی · فاقد کیفیت جدی یا خوشایند · لوس · مزخرف · مسخره · مضحک · معصوم · منگ · نابخردانه · ناجور · ننر · چرند · کالیو · کم هوش · گیج
-
گل پلاستیکی (ماده ی گل مانند از سیلیکون و الکل متیل که بچه ها برای بازی آن را به شکل های مختلف در می آورند)
-
(در اصل) ساده · (عامیانه) گیج · (نادر) کم عقل · ابله · احمق · احمقانه · از حال رفته · بلادفاع · بی آزار · بی شعور · بی فکر · بی فکرانه · بی مزه · بیچاره · خنده دار · ساده لوح · سرمست · ضعیف · غیرمنطقی · فاقد کیفیت جدی یا خوشایند · لوس · مزخرف · مسخره · مضحک · معصوم · منگ · نابخردانه · ناجور · ننر · چرند · کالیو · کم هوش · گیج
-
(در اصل) ساده · (عامیانه) گیج · (نادر) کم عقل · ابله · احمق · احمقانه · از حال رفته · بلادفاع · بی آزار · بی شعور · بی فکر · بی فکرانه · بی مزه · بیچاره · خنده دار · ساده لوح · سرمست · ضعیف · غیرمنطقی · فاقد کیفیت جدی یا خوشایند · لوس · مزخرف · مسخره · مضحک · معصوم · منگ · نابخردانه · ناجور · ننر · چرند · کالیو · کم هوش · گیج
-
(در اصل) ساده · (عامیانه) گیج · (نادر) کم عقل · ابله · احمق · احمقانه · از حال رفته · بلادفاع · بی آزار · بی شعور · بی فکر · بی فکرانه · بی مزه · بیچاره · خنده دار · ساده لوح · سرمست · ضعیف · غیرمنطقی · فاقد کیفیت جدی یا خوشایند · لوس · مزخرف · مسخره · مضحک · معصوم · منگ · نابخردانه · ناجور · ننر · چرند · کالیو · کم هوش · گیج
-
(در اصل) ساده · (عامیانه) گیج · (نادر) کم عقل · ابله · احمق · احمقانه · از حال رفته · بلادفاع · بی آزار · بی شعور · بی فکر · بی فکرانه · بی مزه · بیچاره · خنده دار · ساده لوح · سرمست · ضعیف · غیرمنطقی · فاقد کیفیت جدی یا خوشایند · لوس · مزخرف · مسخره · مضحک · معصوم · منگ · نابخردانه · ناجور · ننر · چرند · کالیو · کم هوش · گیج
Add example
Add