Translation of "similarity" into Persian

تشابه, شباهت, مشابهت are the top translations of "similarity" into Persian.

similarity noun grammar

Closeness of appearance to something else. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • تشابه

    noun

    closeness

    Despite all of these similarities, we see huge differences in savings behavior.

    علیرغم اینهمه وجه تشابه، ما شاهد تفاوتهای چشمگیری در روش پس انداز هستیم.

  • شباهت

    noun

    I'm continually amazed by the similarity between our two worlds.

    من هميشه از شباهت هاي بين دنيا ها مون شگفت زده ميشم.

  • مشابهت

    noun

    What is the fourth similarity between the days of Noah and our day?

    چهارمین مشابهت مابین ایّام نوح و زمان ما چیست؟

  • Less frequent translations

    • همانندی
    • تطابق
    • باستاری
    • مانایی
    • مانستگی
    • مانندگی
    • همگونی
    • یکسانی
    • مطابقت
    • (تقریبی ولی نه کامل) یکجوری
    • (هندسه) تشابه
    • تشابه (هندسه)
    • هم آسایی
    • هم دیسی
    • هم گونگی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "similarity" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "similarity"

Phrases similar to "similarity" with translations into Persian

  • (تقریبا ولی نه کاملا) یکجور · (هندسه) متشابه · mesl · باستار · شبیه · مانا (هم شکل ولی نه هم اندازه) · مانسته · مانند هم · مشابه · مطابق · هم آسا · همانند · همدیس · همسان · همگون
  • روش ترجیح بر اساس مشابهت به راه حل ایدهآل
  • تشابه · مشابهت · هم گونگی
  • خودهمانند
  • (تقریبا ولی نه کاملا) یکجور · (هندسه) متشابه · mesl · باستار · شبیه · مانا (هم شکل ولی نه هم اندازه) · مانسته · مانند هم · مشابه · مطابق · هم آسا · همانند · همدیس · همسان · همگون
  • (تقریبا ولی نه کاملا) یکجور · (هندسه) متشابه · mesl · باستار · شبیه · مانا (هم شکل ولی نه هم اندازه) · مانسته · مانند هم · مشابه · مطابق · هم آسا · همانند · همدیس · همسان · همگون
  • (تقریبا ولی نه کاملا) یکجور · (هندسه) متشابه · mesl · باستار · شبیه · مانا (هم شکل ولی نه هم اندازه) · مانسته · مانند هم · مشابه · مطابق · هم آسا · همانند · همدیس · همسان · همگون
  • (تقریبا ولی نه کاملا) یکجور · (هندسه) متشابه · mesl · باستار · شبیه · مانا (هم شکل ولی نه هم اندازه) · مانسته · مانند هم · مشابه · مطابق · هم آسا · همانند · همدیس · همسان · همگون
Add

Translations of "similarity" into Persian in sentences, translation memory