Translation of "sing" into Persian
سرودن, خواندن, آواز خواندن are the top translations of "sing" into Persian.
(intransitive) To produce harmonious sounds with one’s voice. [..]
-
سرودن
verbto produce harmonious sounds with one’s voice [..]
-
خواندن
verbto produce harmonious sounds with one’s voice
It must be morning, for the birds are singing.
باید صبح باشد، چون پرنده ها در حال آواز خواندن هستند.
-
آواز خواندن
verbto produce harmonious sounds with one’s voice
It must be morning, for the birds are singing.
باید صبح باشد، چون پرنده ها در حال آواز خواندن هستند.
-
Less frequent translations
- khåndan
- سرود خواندن
- آواز
- ترنم
- سرایش
- آوازخوانی
- خنیدن
- ستودن
- تک
- (از راه شعر و آواز) تعریف کردن
- (خودمانی) اعتراف کردن
- (زنبور یا کتری آب جوش یا سماور و غیره) صدا کردن
- (گوش) سوت کشیدن
- به ترنم درآمدن
- به ترنم درآوردن
- به صدا درآمدن
- ترنم کردن
- تمجید کردن
- جلسه ی سرود
- زوزه کشیدن
- شاد کردن
- فاش کردن
- فضولی کردن
- لو دادن
- مخفف : مفرد
- مقر آمدن
- نغمه سرایی کردن
- وزوز کردن
- گردهمایی برای آوازخوانی
- گستاخی کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "sing" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Alternative spelling of [i]Singh[/i] ( a Sikh surname).
"Sing" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Sing in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "sing"
Phrases similar to "sing" with translations into Persian
-
فریاد زدن، فریاد کردن، به بانگ بلند اعلام کردن
-
(به طور سطحی) سوزاندن · (ریش یا سبیل کسی را) دود دادن · بو دادن · جای سوختگی (مثلا روی پارچه) · سخت زدن · سوختن · سوختگی سطحی · کز · کز دادن
-
غزل خداحافظی خواندن، ترک کردن، وداع گفتن
-
(عامیانه) گردهمایی برای خواندن سرود دسته جمعی
-
زندان سینگ سینگ (در ایالت نیویورک - امریکا)
-
آیه نحس خواندن
-
صداخوانی
-
آوازخوانی · آوازهخوانی · اوازخوانی · حرف مفت · خواننده · خوانندگی · سرایش · سرود · نغمه سرا · نغمه سرایی