Translation of "sitting" into Persian
نشست, جلسه, جا are the top translations of "sitting" into Persian.
sitting
adjective
noun
verb
grammar
Present participle of sit. [..]
-
نشست
nounPantelei was sitting with his head bowed in his hands, his elbows on his knees.
پانتلئیپروکوفیویچ، آرنجها روی زانو نهاه و سر به زیر انداخته، نشسته بود.
-
جلسه
nounBut he was present only at one sitting and at three or four private conferences.
اما او جز در یک جلسه رسمی و سه یا چهار جلسه محاوره خاص حضور نیافت.
-
جا
nounHe doesn't sit around having long chats about nothing.
او این جا و آن جا نمینشیند که درباره هیچ صحبت کند.
-
Less frequent translations
- اجلاس
- نشیمنگاه
- بار
- دفعه
- وهله
- مرحله
- نوبت
- (مرغ) نشستن
- جای نشستن
- روی تخم
- شمار تخم ها (که مرغ روی آنها نشسته است)
- نشسته
- وابسته به نشستن
- گردهمایی (به ویژه جلسه ی دادگاه)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "sitting" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "sitting"
Phrases similar to "sitting" with translations into Persian
-
(امریکا - عامیانه) در معرض خطر · آسیب پذیر · زود آسیب
-
(انگلیس) آپارتمان یک اتاقه · آپارتمانی که خوابگاه و اتاق نشیمن آن یکی باشد (bed-sitter و bed-sit هم می گویند)
-
(در غیاب والدین) بچه داری کردن · از بچه های دیگران نگهداری کردن · للگی کردن
-
والیبال نشسته
-
آنها ممکن است اعضای هیئت مدیره ی مشترک داشته باشند
-
اتاق نشیمن · اتاق نشیمن (living room هم می گویند) · سالن نشیمن · نشیمن · پذیرائی
-
(نام سردار سرخپوست) سیتینگ بول
-
بصورت مجازی دور یک میز نشسته و با دوستتان بازی کنید.
Add example
Add