Translation of "skirting" into Persian

دامنی is the translation of "skirting" into Persian.

skirting noun verb grammar

Present participle of skirt. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • دامنی

    The frilled skirt was underpinned with buckram to make it flare.

    دامنی چیندار با زیردامنی نخی آهاردار برای بهتر نمایش دادن چینها.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "skirting" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "skirting" with translations into Persian

  • (از پرداختن به کار یا موضوع) خودداری کردن · (مانند دامن) دور گرفتن · (معمولا جمع)کناره · اجتناب کردن · احاطه كردن · احاطه کردن · احتراز کردن · از کنارچیزی گذشتن · اطراف · بانو · بچه · جا خالی دادن · جوجه · حاشیه · حلقه · حومه · خانم · دامن · دامن (جدا یا چسبیده به پیراهن) · دامن دوخت · دامن دوختن · دامن پالتو یا کت · دامنه · دختر · دختر دهقان · دخترک · دور زدن · شانه خالی کردن · شلیته · عروسک · هر چیز دامن مانند: مثلا بخش آویخته ی رومیزی یا رومبلی · پارچه ی زیر زین · پرهیز کردن · پنهان شدن · پیزاره · کدبانو
  • (مد قرن هیجدهم) دامن پف کرده
  • ساطور
  • دامن تنگ زنانه (به ویژه آنکه بین 0191 و 4191 مد بود)
  • (از پرداختن به کار یا موضوع) خودداری کردن · (مانند دامن) دور گرفتن · (معمولا جمع)کناره · اجتناب کردن · احاطه كردن · احاطه کردن · احتراز کردن · از کنارچیزی گذشتن · اطراف · بانو · بچه · جا خالی دادن · جوجه · حاشیه · حلقه · حومه · خانم · دامن · دامن (جدا یا چسبیده به پیراهن) · دامن دوخت · دامن دوختن · دامن پالتو یا کت · دامنه · دختر · دختر دهقان · دخترک · دور زدن · شانه خالی کردن · شلیته · عروسک · هر چیز دامن مانند: مثلا بخش آویخته ی رومیزی یا رومبلی · پارچه ی زیر زین · پرهیز کردن · پنهان شدن · پیزاره · کدبانو
  • (از پرداختن به کار یا موضوع) خودداری کردن · (مانند دامن) دور گرفتن · (معمولا جمع)کناره · اجتناب کردن · احاطه كردن · احاطه کردن · احتراز کردن · از کنارچیزی گذشتن · اطراف · بانو · بچه · جا خالی دادن · جوجه · حاشیه · حلقه · حومه · خانم · دامن · دامن (جدا یا چسبیده به پیراهن) · دامن دوخت · دامن دوختن · دامن پالتو یا کت · دامنه · دختر · دختر دهقان · دخترک · دور زدن · شانه خالی کردن · شلیته · عروسک · هر چیز دامن مانند: مثلا بخش آویخته ی رومیزی یا رومبلی · پارچه ی زیر زین · پرهیز کردن · پنهان شدن · پیزاره · کدبانو
  • (از پرداختن به کار یا موضوع) خودداری کردن · (مانند دامن) دور گرفتن · (معمولا جمع)کناره · اجتناب کردن · احاطه كردن · احاطه کردن · احتراز کردن · از کنارچیزی گذشتن · اطراف · بانو · بچه · جا خالی دادن · جوجه · حاشیه · حلقه · حومه · خانم · دامن · دامن (جدا یا چسبیده به پیراهن) · دامن دوخت · دامن دوختن · دامن پالتو یا کت · دامنه · دختر · دختر دهقان · دخترک · دور زدن · شانه خالی کردن · شلیته · عروسک · هر چیز دامن مانند: مثلا بخش آویخته ی رومیزی یا رومبلی · پارچه ی زیر زین · پرهیز کردن · پنهان شدن · پیزاره · کدبانو
  • (مد قرن هیجدهم) دامن پف کرده
Add

Translations of "skirting" into Persian in sentences, translation memory