Translation of "slag" into Persian
سرباره, تفاله, خاکستر are the top translations of "slag" into Persian.
slag
verb
noun
grammar
The impurities which result and are separated out when melting a metal or refining it from its ore; also, vitrified cinders. [..]
-
سرباره
مواد شیمیایی
a huge mass of ash and slag and burned stone, out of which a sheer sided cone was raised into the clouds.
تودهای غـول آسـا از خاکسـتر و سرباره و سنگ سوخته، که از میان آنها مخروطی با دامنهی صاف و پرشیب تا ابرهـا بـالا رفتـه بود.
-
تفاله
nounFelt good giving it to them Tottenham slags though.
وقتی که تفاله های " تاتنهام " رو داغون کردم ، احساس خوبی داشتند
-
خاکستر
noun
-
Less frequent translations
- روباره
- روباه
- سربار
- داش
- اشغال
- (گداز گری) سرباره
- تبدیل به سرباره کردن یا شدن
- تفاله ی فلز
- ریم اهن
- ریماهن شدن یا کردن
- مواد خارجی
- چیز بی ارزش
- گدازه ی آتشفشانی (به ویژه اگر سرباره مانند باشد)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "slag" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "slag"
Phrases similar to "slag" with translations into Persian
-
(آهن گدازی) تفاله ی ساده (تفاله ای که در فرایند پولاد سازی به جا می ماند و در سیمان سازی و به عنوان کود کاربرد دارد) · سرباره قليايى
-
سرباره قليايى · سربارهها
-
سرباره قليايى · سربارهها
Add example
Add