Translation of "slighting" into Persian

توهین آمیز, حاکی از کم محلی, خوار کننده are the top translations of "slighting" into Persian.

slighting adjective noun verb grammar

Present participle of slight. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • توهین آمیز

  • حاکی از کم محلی

  • خوار کننده

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "slighting" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "slighting" with translations into Persian

  • اندک · اهمال کردن · اهمیت ندادن · باریک اندام · بد انجام دادن · تحقیر · توهین · توهین کردن · خردک، ناچیز · خفیف · خفیف شمردن · خوار سازی · خوار شماری · خوار کردن · رد · ریزه · ریزه اندام · زود آسیب · زود بیمار · سبک · سردستی · سست · سهل انگاری کردن · ضعیف · لاغر · مطابق شان کسی با او رفتار نکردن · نازک · ناچیز · ناچیز شمردن · نحیف · نزار · وقع ننهادن · کم · کم اهمیت · کم توان · کم زور · کم محلی · کم محلی کردن · کم وزن · کوچک
  • باریکی · کمی
  • اشاره
  • اندک · اهمال کردن · اهمیت ندادن · باریک اندام · بد انجام دادن · تحقیر · توهین · توهین کردن · خردک، ناچیز · خفیف · خفیف شمردن · خوار سازی · خوار شماری · خوار کردن · رد · ریزه · ریزه اندام · زود آسیب · زود بیمار · سبک · سردستی · سست · سهل انگاری کردن · ضعیف · لاغر · مطابق شان کسی با او رفتار نکردن · نازک · ناچیز · ناچیز شمردن · نحیف · نزار · وقع ننهادن · کم · کم اهمیت · کم توان · کم زور · کم محلی · کم محلی کردن · کم وزن · کوچک
  • اندک · اهمال کردن · اهمیت ندادن · باریک اندام · بد انجام دادن · تحقیر · توهین · توهین کردن · خردک، ناچیز · خفیف · خفیف شمردن · خوار سازی · خوار شماری · خوار کردن · رد · ریزه · ریزه اندام · زود آسیب · زود بیمار · سبک · سردستی · سست · سهل انگاری کردن · ضعیف · لاغر · مطابق شان کسی با او رفتار نکردن · نازک · ناچیز · ناچیز شمردن · نحیف · نزار · وقع ننهادن · کم · کم اهمیت · کم توان · کم زور · کم محلی · کم محلی کردن · کم وزن · کوچک
Add

Translations of "slighting" into Persian in sentences, translation memory