Translation of "slopes" into Persian
slopes
verb
noun
Plural form of slope. [..]
Automatic translations of "slopes" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
Add translation
Add
"slopes" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for slopes in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "slopes" with translations into Persian
-
(با: off یا away - عامیانه) جیم شدن · (ریاضی) ضریب زاویه · (قدیمی - شاعرانه) شیب دار · با طمانینه گام برداشتن · تمایل · تنده · دامنه · سالک · سرازیر (یا سربالا) بودن · سرازیری · سربالایی · سلانه سلانه رفتن · سینه کش · شیب · شیب دار کردن · شیب داشتن · شیب گوشه · ضریب زاویه ای · فراز · فراز ونشیب دار کردن · فلنگ را بستن · متحرک · میل (رجوع شود به slant) · نشیب · ورمالیدن · پر فراز و نشیب · کجی
-
آبشار یخزده
-
اریب · مورب
-
اریب · سرازیر · سراشیب · مایل · مورب
-
انحطاط · زوال
-
زمین شیبدار
-
(با: off یا away - عامیانه) جیم شدن · (ریاضی) ضریب زاویه · (قدیمی - شاعرانه) شیب دار · با طمانینه گام برداشتن · تمایل · تنده · دامنه · سالک · سرازیر (یا سربالا) بودن · سرازیری · سربالایی · سلانه سلانه رفتن · سینه کش · شیب · شیب دار کردن · شیب داشتن · شیب گوشه · ضریب زاویه ای · فراز · فراز ونشیب دار کردن · فلنگ را بستن · متحرک · میل (رجوع شود به slant) · نشیب · ورمالیدن · پر فراز و نشیب · کجی
-
(با: off یا away - عامیانه) جیم شدن · (ریاضی) ضریب زاویه · (قدیمی - شاعرانه) شیب دار · با طمانینه گام برداشتن · تمایل · تنده · دامنه · سالک · سرازیر (یا سربالا) بودن · سرازیری · سربالایی · سلانه سلانه رفتن · سینه کش · شیب · شیب دار کردن · شیب داشتن · شیب گوشه · ضریب زاویه ای · فراز · فراز ونشیب دار کردن · فلنگ را بستن · متحرک · میل (رجوع شود به slant) · نشیب · ورمالیدن · پر فراز و نشیب · کجی
Add example
Add