Translation of "slothful" into Persian
تنبل, سست, لتره are the top translations of "slothful" into Persian.
slothful
adjective
grammar
Lazy; inactive; sluggish; indolent; idle; tending to sloth. [..]
-
تنبل
adjectiveMartin Tanley, you have left a trail a sloth could follow.
مارتين تنلي تو بايد از مسيري خارج بشي که يه تنبل ميتونه ادامش بده
-
سست
adjectiveentirely gainsaid such critics as called him cold, indifferent, slothful
با گفتهی منتقدانی که او را سرد، بیاعتنا و سست عنصر خطاب میکردند در تناقض قرار میگرفت
-
لتره
-
Less frequent translations
- کاهل
- کیار
- لش
- بی سود
- تن آسا
- تن پرور
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "slothful" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "slothful" with translations into Persian
-
تنبل زمینی
-
(جانورشناسی) تنبل (پستاندار بومی امریکای مرکزی و جنوبی از تیره ی Bradypodidae از جنس های Bradypus و Choloepus) · (نادر) تاخیر · تن پروری · تنبل · تنبلی · حالت خلسه · کندی
-
تنبل گلوقهوهای
-
اسلوتها · بيدندانيان · توبوليدنتاتا · جفتسمان · خرطومداران · خرگوشسانان · فلسپوشيدگان · كولوگوها · لمورهاي پرنده · مورچهخواران · مونوترماتا · پستانداران · پوستباليان
-
(جانور شناسی) تنبل خرس (Melursus ursinus - بومی هند) · خرس تنبل
-
تنبل یالدار
-
تنبل سهپنجه
-
تنبلی · سستی · کاهلی
Add example
Add