Translation of "snarled" into Persian
گرفتار دام is the translation of "snarled" into Persian.
snarled
adjective
verb
Simple past tense and past participle of snarl. [..]
-
گرفتار دام
adjective
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "snarled" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "snarled" with translations into Persian
-
(روی ورق فلزی) برجسته کاری کردن · (سگ یا خرس و غیره - با دندان های نمایان به نشان خشم یا تعرض) خرخر کردن · (مو یا ریسمان و غیره) گوریدن · آشفتگی · انسداد (ترافیک) · با خشم یا تهدید حرف زدن · بند آوردن · تله · خرخر · خروش · خروشان گفتن · خروشیدن · خشمگین ساختن · درهم و برهم کردن یا شدن · درهم گره خوردن · دندان قروچه · دهان غره · راهبندان · راهبندان کردن یا شدن · سخن خشم آمیز یا تهدید آمیز · غرش · غرغر کردن · غریدن · نابسامان کردن · نابسامانی · نیش نشان دادن · نیش نمایی · هذیان · هرج و مرج · پرخاش · پریشان کردن یا شدن · پیچ وخم · ژولیدن · ژولیده شدن یا کردن · گرفتگی · گره · گوراندن · گوریده شدن یا کردن · گوریدگی · گیر انداختن · گیر کردن
Add example
Add