Translation of "sniff" into Persian
فین, استنشاق, بوییدن are the top translations of "sniff" into Persian.
sniff
verb
noun
grammar
An instance of sniffing. [..]
-
فین
It's easy to be wise in retrospect, Beranabus sniffs.
برانابوس فین فین میکند و میگوید: کار که از کار گذشت همه عقل کل می شن.
-
استنشاق
the engineer having taken one turn of the ship to sniff the salt air and then having gone back to his Diesel fumes.
موتورچی که دوری در کشتی زده و هوای نمکآلوددریا را استنشاق کرده بود، باز به موتورخانهاش بازگشته بود.
-
بوییدن
verb
-
Less frequent translations
- بویش
- دریافتن
- (از راه بینی) بالا کشیدن
- (با بینی بالا کشیدن) تحقیر یا تردید خود را ابراز کردن
- (مانند هنگام بو کشیدن) بینی بالا کشیدن
- (معمولا با: out) بوبردن
- (هوا را به شدت) از بینی تو دادن
- از سر سیری نگاه کردن
- استشمام کردن
- استنشاق کردن
- بو کردن (با بینی مالی)
- شست (کسی) خبردار شدن
- فن فن
- فن فن کردن
- ناخرسندی نشان دادن
- نف نف
- نف نف کردن
- پیدا کردن
- کشف کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "sniff" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "sniff"
Phrases similar to "sniff" with translations into Persian
-
بو کشیدن، بو کردن، استشمام
Add example
Add