Translation of "snub" into Persian
بی توجهی, تحقیر, تشر are the top translations of "snub" into Persian.
snub
adjective
verb
noun
grammar
conspicuously short [..]
-
بی توجهی
noundeliberate affront or slight
-
تحقیر
To avoid it, he would find some way of snubbing the predominance of the arts.
برای دوری از این معضل راهی مییافت تا به سلطهی هنر، با تحقیر برخورد کند.
-
تشر
Christophe would snub him and then immediately be sorry for it.
کریستف به او تشر میزد، و بعد پشیمان میگشت.
-
Less frequent translations
- رد
- سردی
- توهین
- دفع
- (با پیچیدن دور دیرک یا دکل) جلو حرکت طناب یا کابل و غیره را گرفتن
- (با پیچیدن طناب قایق به دور پایه و غیره) قایق را در جای خود ثابت نگه داشتن
- (بینی) سربالا
- (در اصل) حرف کسی را قطع کردن
- (طناب و غیره را) سفت کردن
- (معمولا با: out) سیگار را خاموش کردن
- (نسبت به کسی) سردی کردن
- با تحقیر یا غرض رفتار کردن
- بی اعتنایی
- تشر زدن
- جواب سلام ندادن
- قایق را مهار کردن
- قطع کلام دیگری
- پهن و کوتاه
- کم محلی
- کم محلی کردن
- کوتاه و روبه بالا
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "snub" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "snub" with translations into Persian
-
دارای بینی کوتاه و رو به بالا
Add example
Add