Translation of "socket" into Persian

پریز, حفره, خانه are the top translations of "socket" into Persian.

socket verb noun grammar

(mechanics) An opening into which a plug or other connecting part is designed to fit (e.g. a light bulb socket ). [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • پریز

    noun

    mechanical opening

    The victim on the scene reported sparks coming from an electrical socket.

    قربانی حادثه میگفت که جرقه های الکتریکی از پریز برق ، دیده.

  • حفره

    noun

    No eyes a small ball of fire flickers in each of its empty sockets.

    بدون چشم در حفره هر چشم، گل و له کوچکی از جرقههای آتش دیده میشود.

  • خانه

    noun
  • Less frequent translations

    • سوراخ
    • پنگان
    • مادگی
    • سرپیچ
    • چشمه، کاسه
    • سرپیستون
    • لگنچه
    • چالچه
    • چشمدان
    • گودالچه
    • چشمخانه
    • فرورفتگی
    • چال
    • کام
    • (چشم) حدقه
    • حدقه دار کردن
    • حفره دار کردن
    • در حفره یا مادگی قرار دادن یا پیچاندن
    • پريز الكتريكی
    • پنگان دار کردن
    • کاسه ی چشم
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "socket" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "socket"

Phrases similar to "socket" with translations into Persian

  • هراد ا یارب یداعروطب هک یتامدقم تقفاوم( لا سا سا)دوشیم هدافتسا تنرتنیا یور یلاسرا مايپ تينما ندرك
  • پریز شبکه
  • تينما ندرك هراد ا یارب یداعروطب هک یتامدقم تقفاوم)لا سا سا( .دوشیم هدافتسا تنرتنیا یور یلاسرا مايپ
  • آچار بکس · آچار حفره ای · آچار لوله ای
  • پريز الكتريكی
  • (itسkص n saخ سlشbo) · (مکانیک) قفل کاردان · (کالبد شناسی) مفصل گرزی · اتصال چرخنده · مفصل کروی گودالی (مفصلی که در آن سرمدوریک استخوان در گودی استخوان دیگر قرار دارد مثل مفصل های استخوان لگن و استخوان کتف) · کاسه و ساچمه · یاتاقان کاسه ساچمه ای
  • (دندان پزشکی) کاسه ی خشک (حفره ای که پس از کشیدن دندان باقی مانده و دلمه نبسته است و لذا دیر خوب می شود)
  • حفره دندانی · شش خانه
Add

Translations of "socket" into Persian in sentences, translation memory