Translation of "solemn" into Persian

موقر, جدی, رسمی are the top translations of "solemn" into Persian.

solemn adjective grammar

Deeply serious and somber. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • موقر

    one nobly whiskered and solemn, the other untidy and scared.

    یکی نیم رخ مردی نجیب زاده و موقر و دیگری نیم رخی کثیف و زخمی.

  • جدی

    adjective

    I can't wear my solemnity too often, else it will go to rags.

    نمیتوانم نقاب جدی بودم را زیاد به صورتم بزنم و گر نه پاره پاره میشود.

  • رسمی

    adjective

    His nature was not changed by one hour of solemn prayer: it was only elevated.

    این مرد با یک ساعت دعای رسمی عادی تغییر ماهیت نداده فقط به هیجان آمده است.

  • Less frequent translations

    • سنگین
    • خطیر
    • سخت
    • پرشکوه
    • آرام
    • صادقانه
    • وزین، گران
    • پر ابهت، بشکوه، جلیل، عظیم
    • صمیمانه
    • مذهبی
    • پرجلال
    • مستند
    • شرعی
    • قانونی
    • (مسئولیت و غیره) بزرگ
    • از ته دل
    • از صمیم قلب
    • طبق رسوم و موازین مذهبی
    • پر ابهت
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "solemn" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "solemn" with translations into Persian

  • (کلیسای کاتولیک) · سوگند تجرد · سوگند رسمی · سوگند پایبندگر
  • (قدیمی) عشای ربانی با تشریفات کامل
  • عشای ربانی با تشریفات کامل
  • (حقوق) تشریفات قانونی · (مراسم و تشریفات و اعیاد و غیره) جلال · آیین تشریفات · ابهت · تشریفات رسمی · خطیر بودن · دشواری وضع · عید رسمی · مراسم سنگین · هیبت · وقار
  • ابهت دادن · بجا آوردن · جدی کردن · مراسم (مذهبی یا قانونی را) انجام دادن · موقر کردن
  • رسمیت · سنگینی
  • برگزاری جشن · تجلیل · جشن · رسمیت · وقار
  • برگزاری جشن · تجلیل · جشن · رسمیت · وقار
Add

Translations of "solemn" into Persian in sentences, translation memory