Translation of "spearing" into Persian
spearing
noun
verb
grammar
Present participle of spear. [..]
Automatic translations of "spearing" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
Add translation
Add
"spearing" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for spearing in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "spearing" with translations into Persian
-
(با نیزه و غیره) سوراخ کردن · (عامیانه) گوی را یکدستی گرفتن · (ماهی و غیره) با نیزه گرفتن یا شکار کردن · (مخفف) رجوع شود به spearman · برگ یا جوانه ی دراز و نوک تیز · زوبین · زوبین وار رشد یا حرکت کردن · زوبین پراندن · زوبینچه · سرتیز · سنان · نیزه · نیزه زدن · نیزک · هر چیز نیزه مانند (به ویژه در ماهیگیری) · پرتاب نیزه · پیکان
-
کنگر
-
پوسیدگیها
-
بریتنی اسپیرز
-
(عامیانه) · آدم دارای شغل کم اهمیت · دون پایه · سیاهی لشکر · هنر پیشه ی دارای نقش کم اهمیت
-
نیزهانداز
-
(گیاه شناسی) نیزه علف (انواع علف های چند سال زی از جنس Stipa) · نيزهعلف · هتروپوگون کونتورتوس
-
به ضرب نیزه
Add example
Add