Translation of "spectacled" into Persian
عینکی, دارای خط و خال عینک مانند, عینک زده are the top translations of "spectacled" into Persian.
spectacled
adjective
grammar
Wearing spectacles. [..]
-
عینکی
With the ladies were sitting and standing smart lawyers, high school teachers in spectacles, and officers.
حقوقدان انی پاکیزه ، آموزگارانی عینکی و افسرانی با لباس ارتشی در کنار بانوان ایستاده یا نشسته بودند.
-
دارای خط و خال عینک مانند
-
عینک زده
A tall thin guy in trendy black trousers and steel spectacles.
مردی بلند قد و لاغر که شلواری خوش دوخت پوشیده و عینک زده بود.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "spectacled" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "spectacled" with translations into Persian
-
خرس عینکی; خرس آندی
-
(جمع - معمولا با: pair of) عینک · افتضاح · تماشا · دورنما · شکوه نما · صحنه ی تماشایی · مراسم خیره کننده · مضحکه · منظره · منظره ی خنده آور یا رقت بار · نمایش · نمایش پر شکوه · نگرگاه · هر چیز عینک مانند · چشم انداز · چشمیار
-
خرس عینکی
-
عینک
-
کبوتر دریایی خالدار
-
عینک · مشخصات
-
جغد عینکی
-
(جمع - معمولا با: pair of) عینک · افتضاح · تماشا · دورنما · شکوه نما · صحنه ی تماشایی · مراسم خیره کننده · مضحکه · منظره · منظره ی خنده آور یا رقت بار · نمایش · نمایش پر شکوه · نگرگاه · هر چیز عینک مانند · چشم انداز · چشمیار
Add example
Add