Translation of "speed" into Persian
سرعت, شتاب, پوییدن are the top translations of "speed" into Persian.
speed
verb
noun
grammar
the state of moving quickly or the capacity for rapid motion; rapidity [..]
-
سرعت
nounrate of motion [..]
The speed limit was 60 mph.
حد مجاز سرعت 60 مایل بر ساعت بود.
-
شتاب
She was like a bird for speed, an arrow for directness.
در شتاب مثل یک پرنده بود و در هدفگیری و صراحت مثل تیر.
-
پوییدن
Verbto go fast
-
Less frequent translations
- عجله
- تندی
- تند
- سریع
- اسپید
- رفتن
- چابکی
- کارایی
- رساندن
- شتافت، شتافتن
- چالاکی
- کامیابی
- بخت
- تازاندن
- تازش
- تنددستی
- تندکاری
- سیزی
- هنگار
- چستی
- فرزی
- سلیقه
- حساسیت
- یاری
- (به سرعت) گذشتن
- (بیش از حد) سرعت داشتن 1
- (خودمانی) انواع مخدرهای قوی (به ویژه : Methedrine)
- (دوربین عکاسی و فیلم و غیره) سرعت
- (دوچرخه و اتومبیل و غیره) دنده
- (عامیانه) استعداد
- (قدیمی) موفقیت
- (قدیمی) کامیاب شدن یا بودن
- آرزوی کامیابی کردن
- با سرعت بیش از حد مجاز راندن
- به سرعت زدن یا چرخیدن یا کار کردن
- تازیدن 0
- تسریع کردن یا شدن 2
- تند شدن
- تند کردن
- تند کردن یا شدن
- تندتر شدن
- جربزه 3
- خوشبخت شدن
- رجوع شود به momentum
- زود رفتن
- طی شدن
- عجله کردن
- موفق بودن
- وابسته به تندی یا سرعت
- گرم روی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "speed" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Speed
proper
A surname. [..]
+
Add translation
Add
"Speed" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Speed in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "speed"
Phrases similar to "speed" with translations into Persian
-
نیاز به سرعت: پرو استریت
-
اسکیت سرعت اینلاین
-
سفر به خیر! · موفق باشید · موفقیت
-
hss
-
سرعت ساعت
-
قطار تندرو
-
شتابگر
-
سرعت مجاز · محدودیت سرعت
Add example
Add