Translation of "spiling" into Persian

بنلاد چوبی, پایه های چوبی are the top translations of "spiling" into Persian.

spiling verb

Present participle of spile. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بنلاد چوبی

  • پایه های چوبی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "spiling" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "spiling" with translations into Persian

  • (برای گرفتن سوراخ یا مجرای بشکه) توپی · (تیر چوبی که در زمین فرو می کنند که روی آن بنایی بشود مثلا در زمین های سست) تیرپایه · (قیف یا لوله که برای گرفتن شیره ی درخت افرا به تنه ی آن فرو می کنند)شیره گیر · با توپی سوراخ بشکه را بستن · با تیر محکم کردن یا پایه سازی کردن · تیربنیاد · سوراخگیر · شهدگیر · شیره گیرفروکردن (به درخت) · میله · نگهدار · چوب پا
Add

Translations of "spiling" into Persian in sentences, translation memory