Translation of "spirit" into Persian
روح, روان, الکل are the top translations of "spirit" into Persian.
The undying essence of a human. The soul. [..]
-
روح
nounsoul
It is as though in this far country his spirit, that had wandered disembodied, seeking a tenement
چنانست که گوئی در این کشور دوردست روح او بدون قالب تن سرگردان بود و دنبال مأوایی میگشت.
-
روان
adjective noun propersoul
They say even the proudest spirit can be broken with love.
اونها ميگن حتي مغرورترين روان ها هم ممكنه تحت تاثير عشق قرار بگيره
-
الکل
nounalcohol
But she was talking about spirits, not wine.
ولی او منظورش الکل بود ، نه شراب .
-
Less frequent translations
- مینو
- جان
- روحی
- روحیه
- الکلی
- شور
- شوق
- شخص
- منظور
- جوهر
- جن
- معنوی
- شبح
- ذهن
- حال
- پری
- ذات
- تعصب
- نیت
- ruh
- خمیره
- دلخواهی
- فروهر
- فروهری
- لاهوت
- دلبستگی
- مرام
- دم
- (به سرعت یا مخفیانه یا به طور اسرارآمیز) بردن یا رفتن
- (شیمی) هر آبگونه ی حاصل شده از تقطیر
- (علم کیمیا) هر یک از عناصر اربعه : گوگرد یا جیوه یا نمک آمونیاک یا زرنیخ زرد 5
- (مجازی - زمان یا جنبش یا مکتب و غیره) روح
- (مردگان) روح (ghost هم می گویند) 0
- (معمولا جمع) مشروب الکلی قوی (مانند ویسکی و جین) 4
- الکل سوز 7
- جان (در برابر جسم : body)
- جان بخشیدن
- جان کلام
- دل و دماغ
- رجوع شود به Holy Ghost 3
- رجوع شود به soul
- روح تازه دادن
- روح خبیث
- روح دمیدن
- روحیه را تقویت کردن 0
- زنده کردن 9
- سر زنده کردن
- فرار دادن یا کردن
- فرد 1
- قاچاقی بردن یا آوردن
- لاهوتی 8
- ماهیت 2
- معنی اصلی
- منظور واقعی
- وابسته به روح
- چکیده 6
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "spirit" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
(Holy) Spirit: in Christian theology, the Third Person of the Blessed Trinity, the three aspects of God [..]
"Spirit" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Spirit in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "spirit" with translations into Persian
-
آبگونه های الکلی متانل دار (برای اینکه آشامیدنی نباشند)
-
نوشابه های الکلی قوی (مثل ویسکی)
-
(مسیحیت) روح القدس (جز سوم تثلیث) · روح القدس · روحالقدس
-
آتشی مزاج · بزرگ منش · خرمدل · رادمرد · زودانگیز · سرحال · شاد و خرم · شرافتمند · شنگول · پر دل و جرئت · پرجوش و خروش · پرشور و شر
-
(اسم فیلم) شهر اشباح · بی جان، دل مرده - ربوده شده
-
شهر ارواح