Translation of "sponges" into Persian

اسفنجها is the translation of "sponges" into Persian.

sponges verb noun

Third-person singular simple present indicative form of sponge. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • اسفنجها

    noun

    fishery related term

    she noticed sponges, bird cages, boxes of green American cloth.

    متوجه اسفنجها، قفس پرندگان و جعبههای سبز رنگ لباسهای آمریکایی شد.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "sponges" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "sponges" with translations into Persian

  • رجوع شود به luffa
  • پرورش اسفنج
  • اسفنج زبر (که از دریای کارائیب به دست می آید)
  • لاستیک ابری · لاستیک متخلخل (یا اسفنجی)
  • (گیاه شناسی) اسفنج سفتگر (Clionidae)
  • اسفنجهای آهکی
  • (با اسفنج) پاک کردن · (برای شستشو و غیره) اسفنج · (به ویژه طبخ نان) خمیرورآمده · (جانورشناسی) اسفنج (موجودات آبزی و بی حرکت و حفره دار شاخه ی Porifera) · (جراحی و غیره) یک لایه پنبه · (در دریا) اسفنج گیری کردن · (عامیانه)کلاش · (مثلا با اسفنج - معمولا با: up) درآشامیدن · (معمولا با: away یا off یا out) از میان بردن · (پسخوراک) ژله و خامه ی پف کرده · آدم پرظرفیت (برای کسب دانش یا مشروبخواری و غیره) · آدم گنجا · ابر · ابر کشیدن 0 · ابرحمام (طبیعی یا ساختگی) · اسفنج · اسفنج دریایی · انگل · انگل شدن · اهل تلکه · تلکه کردن · تیغ زدن 3 · جذب کردن 2 · خیس کردن · درکش · زالو · زدودن 1 · صدای مزاحم · طفیلی · غذا دادن · فلز اسفنجی · فلز روزندار · فلز متخلخل · مفت خوری کردن · مفتخور · پارازیت · کلاشی کردن · کندن · گره زدن · یک لایه باند
  • صید اسفنج
Add

Translations of "sponges" into Persian in sentences, translation memory