Translation of "sprouting" into Persian
جوانهزنی, رویش, شكفتن جوانه are the top translations of "sprouting" into Persian.
sprouting
noun
verb
grammar
Present participle of sprout. [..]
-
جوانهزنی
-
رویش
noun -
شكفتن جوانه
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "sprouting" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "sprouting" with translations into Persian
-
جوانه ی سویا و یا لوبیای مانگ که در سالاد و خوراک های چینی به کار برده می شود
-
(گیاه شناسی) کلم فندقی (Brassica oleracea به ویژه gemmifera از خانواده ی crucifer) · کلم بروکسل · کلم دکمه ای · کلمهای بروکسل
-
کلم بروکسل · کلم فندقی
-
(به سرعت) رشد کردن · (مخفف) Brussels sprouts · بردمیدن · ترکه · تندیدن · جوانه · جوانه زدن · رستن · رونق گرفتن · روییدن · سبز شدن · ستاک · شاخه · شاخه درآوردن · شکفتن · غنچه کردن · فرزند · نوشاخه · پیشرفت کردن
-
(گیاه شناسی) بن شاخه · رستاک · ستاک
-
كلم بروكلي سبز · کلم بروکلی
-
جوانهزدن روي سنبله · جوانهزنی پیشبرداشت
-
جوانههای لوبیا · لوبياهاي جوانهاي
Add example
Add