Translation of "stack" into Persian
پشته, توده, دسته are the top translations of "stack" into Persian.
stack
verb
noun
grammar
A large pile of hay, grain, straw, or the like, larger at the bottom than the top, sometimes covered with thatch. [..]
-
پشته
a pile of identical objects [..]
I'm here to check your data stacks.
من اينجام که پايگاه داده پشته رو بررسي کنم
-
توده
nounby the thought of the photos that I hadn't seen in that stack.
با فکر عکسهایی که در آن توده ندیده بودم.
-
دسته
noun
-
Less frequent translations
- انباشته
- خرمن
- قفسه
- دودکش
- فراوان
- خیلی
- کوه
- کومه
- کوهه
- کوهستانی
- کوهستان
- چینه
- سیلاب
- انباشتن
- فراوانی
- زیاد
- (به ویژه تفنگ) چاتمه
- (تقلب در بازی ورق) جور کردن 2
- (در انتظار اجازه ی فرود) در ارتفاعات متفاوت گشتن یا گرداندن
- (عامیانه - معمولا با: of) یک عالمه
- (غیر منصفانه یا غیر قانونی) هواداران خود را منصوب کردن (به کمیسیون یا هیات داوران و غیره)
- (فرودگاه) هواپیماهایی که در انتظاراجازه ی فرود در حوالی فرودگاه می گردند
- (معمولا جمع - کتابخانه یا کتاب فروشی) تاقچه
- (هیزم یا کاه یا علف و غیره) کپه
- (کامپیوتر) پشته
- توده (معمولا مرتب روی هم چیده)
- توده کاه
- توده کردن
- توده کردن یاشدن
- داده های پشته شده 0
- دودکش ساختمان
- دودکش کشتی
- رجوع شود به chimney
- رجوع شود به smokestack
- روی هم چیدن 1
- سیل کلمات
- پشته (معمولا به شکل مخروط)
- پشته کردن (یا ساختن)
- چاتمه زدن
- چاتمه کردن
- کپه کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "stack" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Stack
proper
A surname.
+
Add translation
Add
"Stack" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Stack in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "stack"
Phrases similar to "stack" with translations into Persian
-
اثر دودکش
-
انبار کردن · اندوختن · ذخیره کردن
-
سرریز پشته
-
ستون انباشته
-
کسر انباشته
-
پاشنه ی کفش چند رنگه
-
سرریز پشته
-
تکرار بیمورد کلمات کلیدی در صفحه.
Add example
Add