Translation of "staleness" into Persian

ابتذال, ماندگی, کهنگی are the top translations of "staleness" into Persian.

staleness noun grammar

(uncountable) The state or quality of being stale. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • ابتذال

    noun
  • ماندگی

  • کهنگی

    The place smelled of stale licorice and sun and tobacco and age.

    فروشگاه بوی ادویه، توتون و کهنگی میداد.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "staleness" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "staleness" with translations into Persian

  • (ادعا و غیره - حقوق) از اعتبار افتاده (به - واسطه ی عدم پیگیری یا مرور زمان) · (اسب و گاو و غیره) · (مزه) برگشته · (نان و غیره) بیات · (هوا و غیره) کثیف · بارها شنوده · بدمزه شده · بوی ناگرفته · بی تازگی · بیات · بیات (یا کهنه و غیره) کردن یا شدن · بیات کردن · تهویه نشده · خراب · خفه · شاش · شاشیدن · فرسوده · مانده · مبتذل · کهنه
  • کهنگی
  • (ادعا و غیره - حقوق) از اعتبار افتاده (به - واسطه ی عدم پیگیری یا مرور زمان) · (اسب و گاو و غیره) · (مزه) برگشته · (نان و غیره) بیات · (هوا و غیره) کثیف · بارها شنوده · بدمزه شده · بوی ناگرفته · بی تازگی · بیات · بیات (یا کهنه و غیره) کردن یا شدن · بیات کردن · تهویه نشده · خراب · خفه · شاش · شاشیدن · فرسوده · مانده · مبتذل · کهنه
Add

Translations of "staleness" into Persian in sentences, translation memory