Translation of "stall" into Persian
آخور, واماندگی, طفره are the top translations of "stall" into Persian.
stall
verb
noun
grammar
(countable) A compartment for a single animal in a stable or cattle shed. [..]
-
آخور
nouncompartment for a single animal in a stable or cattle shed [..]
A pile of straw in a stall is a bed, properly regarded.
کومة کاه در آخور هم نوعی تخت است.
-
واماندگی
reduction in lift
-
طفره
Let's have a long talk about why you think I'm stalling.
بيا يه صحبت طولاني کنيم درمورد اينکه چرا فکر ميکني دارم طفره ميرم!
-
Less frequent translations
- دکه
- افت
- طویله
- تاخیر
- غرفه
- توقف
- ایست
- کیوسک
- خوابگاه
- (اسب و غیره را) در اتاقک نگهداری کردن
- (انگلیس - در تئاتر و غیره) لژ
- (بازارهای مکاره و غیره) دکه
- (دام)پروار بستن 1
- (در اصطبل های بزرگ) اتاقک اسب (و غیره)
- (در کلیسا) نیمکت محصور در نرده
- (مهجور) اصطبل
- (موتور و غیره) خاموشی
- (هواپیما) فروپرش
- (پارکینگ ها) هر یک از خانه بندی ها (که در آن یک اتومبیل پارک می شود)
- اتاقک دوش
- افت سرعت
- افت سرعت پیدا کردن
- به تاخیر انداختن
- خاموش شدن یا کردن
- خانه تابستانی
- درگل گیر کردن یا گیر انداختن 2
- صندلی جلو (یا ردیف اول)
- طفره رفتن (یا زدن)
- فروپرش کردن 0
- متوقف شدن یا کردن
- پشت گوش انداختن
- پشت گوش اندازی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "stall" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "stall"
Phrases similar to "stall" with translations into Persian
-
آغلهای انفرادی مقید
-
آخور جعبه ای · آخورک · اتاقک انفرادی (برای نگهداری یک اسب یا گاو و غیره)
-
ما گیر افتادیم
-
(برای چاق کردن) خوراک زیاد و آزادی تحرک کم دادن · (دام) پروار بستن
-
پرواری، پرواربندی شده
-
دوش
-
آخورها · اصطبل · طویله
-
پروار · پرواری
Add example
Add