Translation of "stand-up" into Persian
(امریکا) وابسته به کسی که در کلوب ها و میخانه ها با شوخی لفظی مشتریان را سرگرم می کند, (خودمانی) وفادار, (یقه) آهاردار و بلند (تا بالای گلو) are the top translations of "stand-up" into Persian.
stand-up
adjective
noun
grammar
Honest; honorable. [..]
-
(امریکا) وابسته به کسی که در کلوب ها و میخانه ها با شوخی لفظی مشتریان را سرگرم می کند
-
(خودمانی) وفادار
-
(یقه) آهاردار و بلند (تا بالای گلو)
-
Less frequent translations
- افراشته
- ایستاده
- در حالت ایستاده
- شق
- شق و رق
- محکم
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "stand-up" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "stand-up" with translations into Persian
-
برجستگی داشتن · خاستن
-
استندآپ کمدی
-
پاشو، برپا شو، وایستا، وایسا، وخی، وخیز
-
برجستگی داشتن · خاستن
-
برجستگی داشتن · خاستن
-
برجستگی داشتن · خاستن
-
برجستگی داشتن · خاستن
-
برجستگی داشتن · خاستن
Add example
Add