Translation of "starter" into Persian

استارتر, اردور, آغازگر are the top translations of "starter" into Persian.

starter noun grammar

Someone who starts something. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • استارتر

    first course of a meal

    The old Plymouth cranked briskly for about twenty seconds, and then the starter began to lag.

    برای بیست ثانیه موتور ماشین به سرعت چرخید وسپس استارتر ماشین قطع شد.

  • اردور

    first course of a meal

  • آغازگر

    which is a conversation starter, let me tell you.

    که باید بهتون بگم که حمل کردنش همیشه آغازگر یک گپ و گفت بوده.

  • Less frequent translations

    • رشدانگیز
    • سرستون
    • کارانداز
    • مبتدی
    • اولی
    • (در فهرست ها و غیره) قلم اول
    • (درموتورهای درون سوز) استارت
    • (شخص یا چیز) که آغاز می کند
    • (گیاه یا جانور) ماده ی رشدآور
    • آغازگر مسابقه
    • تازه وارد
    • جدید الورود
    • راه انداز
    • رست انگیز
    • شروع کننده
    • نفر اول
    • پیش غذا
    • کسی که عزیمت کامیون ها و اتوبوس ها و غیره را سرپرستی می کند
    • کسی که علامت شروع مسابقه رامی دهد: داور آغاز
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "starter" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "starter"

Phrases similar to "starter" with translations into Persian

  • آغازگرهاي فراورده کشتشده · آغازگرهاي ميكروبي · آغازگرهای فراورده تخمیری · کشتهای آغازگر
  • آغازگرهاي فراورده کشتشده · آغازگرهاي ميكروبي · آغازگرهای فراورده تخمیری · کشتهای آغازگر
  • آغازگرهاي فراورده کشتشده · آغازگرهاي ميكروبي · آغازگرهای فراورده تخمیری · کشتهای آغازگر
  • آغازگرهاي فراورده کشتشده · آغازگرهاي ميكروبي · آغازگرهای فراورده تخمیری · کشتهای آغازگر
  • (عامیانه) مبتکر · خودآغاز · خودبخود شروع شونده · خودکار · پرکار
  • نیا( غلاب صخش یگداتفاراکزا یاضاقت یارب هیلوا هتسب یاهتکاپ و تیاس بو سردآ ،نفلت هرامش ،مرف لماش هتسب).دشابیم ام هرادا هب کرادم لاسرا یارب مزال
  • آغازگرهاي فراورده کشتشده · آغازگرهاي ميكروبي · آغازگرهای فراورده تخمیری · کشتهای آغازگر
  • )تیلولعم( یگداتفاراکزا یایازم یاضاقت هیلوا هتسب هتسب نیا، یگداتفاراکزا یاضاقت یارب مزال هیلوا هتسب( مزال یاهتکاپ و تیاس بو سردآ ،نفلت هرامش ،مرف لماش).دشابیم ام هرادا هب کرادم لاسرا یارب
Add

Translations of "starter" into Persian in sentences, translation memory