Translation of "stifling" into Persian

(هوا یا محیط) خفقان آور, خفه کننده are the top translations of "stifling" into Persian.

stifling adjective noun verb grammar

Describing something that stifles. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (هوا یا محیط) خفقان آور

  • خفه کننده

    Where had this stifling, claustrophobic feeling come from?

    این حالت خفه کننده و دلگیر کننده ازکجا آمده بود.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "stifling" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "stifling" with translations into Persian

  • موقوف
  • (آتش را) خاموش کردن · (از خود) نشان ندادن · (در خود) خفه کردن · (پای اسب و خر و سگ و غیره) بند بالای زانو · از گرما (یا کمبود هوای تازه) رنج بردن · خفه کردن · خفه کردن یا شدن · دچار خفقان شدن یا کردن · زانو · سرکوب کردن · فرو خوردن · مفصل فوق زانو (رجوع شود به تصویر: horse)
  • (آتش را) خاموش کردن · (از خود) نشان ندادن · (در خود) خفه کردن · (پای اسب و خر و سگ و غیره) بند بالای زانو · از گرما (یا کمبود هوای تازه) رنج بردن · خفه کردن · خفه کردن یا شدن · دچار خفقان شدن یا کردن · زانو · سرکوب کردن · فرو خوردن · مفصل فوق زانو (رجوع شود به تصویر: horse)
Add

Translations of "stifling" into Persian in sentences, translation memory