Translation of "straddle" into Persian
(بورس سهام) اجازه ی خرید یا فروش یا عدم خرید یا فروش درمحدوده ی قیمت های تعیین شده از سوی صاحب سهام, (تیراندازی توپخانه) رگبار به وسط و طرفین هدف, (مثل هنگام اسب سواری یا دوچرخه سواری) هرپا را دریک سو قرار دادن are the top translations of "straddle" into Persian.
straddle
verb
noun
grammar
To sit or stand with a leg on each side of something. [..]
-
(بورس سهام) اجازه ی خرید یا فروش یا عدم خرید یا فروش درمحدوده ی قیمت های تعیین شده از سوی صاحب سهام
-
(تیراندازی توپخانه) رگبار به وسط و طرفین هدف
-
(مثل هنگام اسب سواری یا دوچرخه سواری) هرپا را دریک سو قرار دادن
-
Less frequent translations
- (پاها را) از هم گشودن
- با پاهای باز ایستادن
- با پاهای گشوده نشستن
- باز کردن
- بالنگ باز خوابیدن یا نشستن
- بی طرف ماندن
- بی طرفی
- دو دوزه بازی
- دو دوزه بازی کردن
- ران گشایی
- سوگیری نکردن
- فراخ نشینی
- هر دوطرف قضیه را گرفتن
- گشاد ایستی
- گشاد نشینی
- گشاد گام برداری
- گشادگشاد راه رفتن (یا ایستادن یا نشستن)
- یک چکش به نعل و یک چکش به میخ زنی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "straddle" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "straddle"
Add example
Add