Translation of "strapping" into Persian
(عامیانه) بلند بالا و نیرومند, تهمتن, خشک are the top translations of "strapping" into Persian.
strapping
adjective
noun
verb
grammar
Present participle of strap. [..]
-
(عامیانه) بلند بالا و نیرومند
-
تهمتن
-
خشک
adjectiveI've got a bowling ball strapped to my belly.
و يه توپ بولينگ دارم که توي شکمم جا خشک کرده
-
Less frequent translations
- خوش بنیه
- خوش قد و بالا
- پیل پیکر
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "strapping" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "strapping" with translations into Persian
-
(تسمه برای حمل دوربین و غیره روی شانه) دوش آویز · بند پیراهن (که مثل بند شلوار پیراهن را نگه می دارد) · تسمه · سردوشی · شانه آویز
-
(با تسمه ی چرمی تیغ دلاکی را) تیز کردن · (با تسمه یا کمربند) زدن · (فلزی یا چرمی و غیره) تسمه · (فولاد گذاری در بتن) رکابی · با تسمه (یا نوار وغیره) بستن · بست · بند · بند تفنگ · بندانه · تازیانه زدن · تسمه · تسمه پیچ کردن · تسمه ی تیغ تیز کن · روبنده · زهوار · سفت کردن · شلاق خوردن · شلاق زدن · شکست دادن · صابون زدن · قیش · نوار · کمربند
-
آلت مردانه مصنوعی بنددار
-
(جامه ی زنانه) دو بند نازک که روی شانه قرار می گیرند و پیراهن را نگه میدارند · (پیراهن رکابی) رکاب نازک · رکاب
-
لولا · لولای تسمه ای
-
سرک معاوضه
-
(امریکا - عامیانه) مفلس · بی پول · لات
-
(زنانه) کفش تسمه دار · تسمه ی کفش
Add example
Add