Translation of "sub-" into Persian
زیر, (در واژه هایی که از ریشه ی لاتین هستند پیش از c این پیشوند می شود - suc, (شیمی) بازی are the top translations of "sub-" into Persian.
sub-
Prefix
subsidiary, secondary [..]
-
زیر
adjective noun Prefix adpositionunder, beneath [..]
Purpose, water skiing and sub aqua diving at a holiday resort.
به منظور اسکی روی آب و غواصی زیر آب در یک اقامتگاه تعطیلاتی.
-
(در واژه هایی که از ریشه ی لاتین هستند پیش از c این پیشوند می شود - suc
-
(شیمی) بازی
-
Less frequent translations
- تحت
- جز
- دارای باز
- دارای مقدار کمتری از چیزی [suboxide subcarbonate]
- در مرز [subalpine]
- دون پایه [subhead]
- فرو - [submarine]
- مادون
- نزدیک به
- پایین
- پیش از c و p و t معمولا می شود - sus)
- پیش از f می شود - suf
- پیش از g می شود - sug
- پیش از m می شود - sum
- پیش از pمی شود - sup
- پیش از r می شود - sur
- کم اهمیت
- کمتر از [subhuman]
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "sub-" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "sub-" with translations into Persian
-
بخشهای زیر-استانی در جمهوری خلق چین
-
زیردستاورد
-
(حقوق) مورد طرح در دادگاه · در دست رسیدگی (توسط دادگاه)
-
(لاتین) رجوع شود به sub verbo
-
به طور سری · زیرجلی · محرمانه · مکنون · نهفته
-
بهینه سازی
-
آفریقای سیاه
-
کار فرعی
Add example
Add