Translation of "submerged" into Persian

زیر اب, غرقه, مغروق are the top translations of "submerged" into Persian.

submerged adjective verb grammar

Simple past tense and past participle of submerge. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • زیر اب

    adjective
  • غرقه

  • مغروق

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "submerged" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "submerged" with translations into Persian

  • زیراب فرو بری · غرق · غوطه ور سازی
  • ابگیر · سیلگیر · غوطه ور
  • (از نظر اجتماعی یا اقتصادی) پست شدن یا کردن · (با آب) فرارکردن · (در آبگونه) فرو رفتن · (در آبگونه) فروبردن · دچار فلاکت کردن یا شدن · زیر آب رفتن · زیر آب کردن · سیل زده کردن · غوطه ور کردن · ناغوش کردن · نهفتن · پنهان کردن · پوشیده کردن
  • تحمل آب · تحمل به خاكهاي مرطوب · تحمل تجمع آب · تحمل غوطهوري · مقاومت به تجمع آب
  • (از نظر اجتماعی یا اقتصادی) پست شدن یا کردن · (با آب) فرارکردن · (در آبگونه) فرو رفتن · (در آبگونه) فروبردن · دچار فلاکت کردن یا شدن · زیر آب رفتن · زیر آب کردن · سیل زده کردن · غوطه ور کردن · ناغوش کردن · نهفتن · پنهان کردن · پوشیده کردن
Add

Translations of "submerged" into Persian in sentences, translation memory