Translation of "submissively" into Persian
از روی فرمانبرداری, از روی فروتنی are the top translations of "submissively" into Persian.
submissively
adverb
grammar
In a submissive manner. [..]
-
از روی فرمانبرداری
-
از روی فروتنی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "submissively" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "submissively" with translations into Persian
-
انقیاد · حلم · فرمانبرداری · فروتنی
-
معرفی سایت به موتور جستجو و فهرست.
-
صف ارسال
-
(حقوق) قرارداد ارجاع به حکمیت · اطاعت · انقیاد · تسلیم · تفویض · تقدیم (برای تصویب یا رسیدگی) ارائه · تن در دهی · دادن · رضا · رضایت · ستوهش · سلطه پذیری · عرضه · عمل تسلیم شدن · فروتنی · هر چیزی ارسال یا داده شده (مثلا برای چاپ) · گردن نهی
-
بنده وار · تسلیم · حلیم · رضاوند · سربراه · سلطه پذیر · فروتن · مطیع
-
(قدیمی) حقیر · افتاده · فروتن · مطیع
-
بنده وار · تسلیم · حلیم · رضاوند · سربراه · سلطه پذیر · فروتن · مطیع
-
(حقوق) قرارداد ارجاع به حکمیت · اطاعت · انقیاد · تسلیم · تفویض · تقدیم (برای تصویب یا رسیدگی) ارائه · تن در دهی · دادن · رضا · رضایت · ستوهش · سلطه پذیری · عرضه · عمل تسلیم شدن · فروتنی · هر چیزی ارسال یا داده شده (مثلا برای چاپ) · گردن نهی
Add example
Add