Translation of "sufferance" into Persian

تحمل, گذشت, ارفاق are the top translations of "sufferance" into Persian.

sufferance noun grammar

Endurance, especially patiently, of pain or adversity. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • تحمل

    noun

    I have never suffered from obesity myself, although I do have one very fat hand.

    من هیچ وقت نمی تونستم مرض چاقیم رو تحمل کنم, although I do have one very fat hand.

  • گذشت

    Overall, hundreds of girls throughout the country suffered in similar attacks last year.

    به طور کلی، در سال گذشته صدها تن از دختران در سراسر افغانستان از حملات مشابهی رنج بردند.

  • ارفاق

  • Less frequent translations

    • رخصت
    • مدارا
    • یارا
    • اغماض
    • آسیب
    • تاب
    • اجازه
    • (قدیمی) رنج
    • رضایت ضمنی
    • نادیده انگاری
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "sufferance" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "sufferance" with translations into Persian

  • (سختی یا درد و غیره) کشیدن · - بردار بودن · - دیدن · اجازه دادن · ایستادگی کردن · تاب آوردن · تحمل کردن · تن در دادن · جلو آمدن · دستخوش تغییر شدن · دچار بودن · رنج بردن · عذاب کشیدن · فرصت دادن · مبتلا بودن · متحمل شدن · مجازات شدن · منتظر شدن · منزل کردن · وفا کردن · یارا داشتن
  • تاب آوردنی · تحمل پذیر
  • دردکش · رنجور · شهید
  • آدرنگ · آسیب · تحمل رنج یا درد · تقلا · جان کندن · درد · دردمند · رنج · سکرات مرگ · صدمه · عذاب · غصه · محنت · مصیبت
  • تحمل ناپذیر، غیر قابل تحمل
  • (تحمل مشقات برای مدت طولانی) بردباری دراز مدت · بردبار (در دراز مدت) · شکیبایی زیاد · پرشکیب · پرشکیبی
  • آدرنگ · آسیب · تحمل رنج یا درد · تقلا · جان کندن · درد · دردمند · رنج · سکرات مرگ · صدمه · عذاب · غصه · محنت · مصیبت
Add

Translations of "sufferance" into Persian in sentences, translation memory