Translation of "suggestible" into Persian
نیوشاندنی, الهام پذیر, تلقین پذیر are the top translations of "suggestible" into Persian.
suggestible
adjective
grammar
Susceptible to influence by suggestion. [..]
-
نیوشاندنی
-
الهام پذیر
-
تلقین پذیر
-
Less frequent translations
- قابل تلقین
- پیشنهاد کردنی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "suggestible" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "suggestible" with translations into Persian
-
دفتر تماس پیشنهادی
-
الهام گرفتن · ایجاب کردن · به فکر رسیدن · تلقین کردن · توصیه کردن · حاکی بودن · خبر دادن (از) · رهنمون شدن · محرم ساختن · نصیحت کردن · نظردادن · نیوشاندن · پند دادن · پیشنهاد کردن
-
ابراز · اثر · اشاره · الهام · تقدیم · تلقین · تلمیح · توصیه · خواب مغناطیسی · رای · رد · صلاحدید · عرضه · عقیده · نشانه · نظر · نیوش · نیوشش · هر چیز پیشنهاد شده · پیشنهاد
-
الهامگر · تلقین کننده · عشوه گر · عشوه گرانه · غمزه آمیزانه · لوند · لوندانه · نیوشانگر · وسوسه انگیز · پرغمزه
-
اظهار کننده · پیشنهاد دهنده
-
پیشنهاد
-
رجوع شود به autosuggestion
-
ابراز · اثر · اشاره · الهام · تقدیم · تلقین · تلمیح · توصیه · خواب مغناطیسی · رای · رد · صلاحدید · عرضه · عقیده · نشانه · نظر · نیوش · نیوشش · هر چیز پیشنهاد شده · پیشنهاد
Add example
Add