Translation of "suitability" into Persian
مناسب, شایستگی are the top translations of "suitability" into Persian.
suitability
noun
grammar
The quality of being suitable. [..]
-
مناسب
I'm sure they will find a suitable donor.
مطمئنم یک اهدا کننده ی مناسب پیدا میکنن.
-
شایستگی
their political dogma was suitably impregnated with arrogance;
اعتقاد سیاسیشان به شایستگی پیرایهیی از تفرعن داشت.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "suitability" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "suitability" with translations into Persian
-
مناسب بودن
-
خورند · درخور · زیبنده · سازوار · شایسته · فراخور · قابل انتخاب · مرغوب · مساعد · مطلوب · مقتضی · مناسب · موافق
-
بطور مناسب یاشایسته
-
ظرفیت سرزمين · قابلیت زمین
-
سزاواری · شایستگی
-
خورند · درخور · زیبنده · سازوار · شایسته · فراخور · قابل انتخاب · مرغوب · مساعد · مطلوب · مقتضی · مناسب · موافق
-
مناسب بودن
-
خورند · درخور · زیبنده · سازوار · شایسته · فراخور · قابل انتخاب · مرغوب · مساعد · مطلوب · مقتضی · مناسب · موافق
Add example
Add