Translation of "surface" into Persian
سطح, روکش کردن, سطحی are the top translations of "surface" into Persian.
surface
verb
noun
adjective
grammar
The up-side of a flat object such as a table. [..]
-
سطح
nountwo-dimensional manifold, and, as such, may be an "abstract surface" not embedded in any Euclidean space
Three-fourths of the earth's surface is water.
سه چهارم سطح زمین آب است.
-
روکش کردن
verb -
سطحی
So finally, we used a 3D surface scanner.
آخرش، از یک اسکنر سه بعدی سطحی استفاده کردیم.
-
Less frequent translations
- ظاهر
- رویه
- ظاهری
- پوسته
- رخ
- پوشش
- پوشاندن
- پهنه
- بالایه
- برونه
- روآبی
- چهر
- صوری
- سیما
- نما
- (با آسفالت و غیره) فرش کردن
- (جسم هندسی و غیره) وجه
- آشکار شدن 2
- بالا (یا بیرون) دادن 1
- به سطح آوردن یا آمدن
- حاضر شدن
- حضور یافتن
- رجوع شود به airfoil
- رو
- رو آمدن یا آوردن
- روسازی یا روکاری کردن
- زمینی دریایی (در برابر: هوایی یا زیرآبی) 0
- وابسته به سطح
- وابسته به سطح آب
- کم ژرفا
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "surface" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "surface"
Phrases similar to "surface" with translations into Persian
-
اندازه بدن · اندازههای بدن · ضخامت چين پوستی · ناحيه سطحي بدن
-
خط کشی معابر
-
(موشک و پرتابه) زمین به زمین (یا دریا به زمین و غیره) · رویه به رویه
-
هوا به دریا (air-to-ground هم می نویسند) · هوا به زمین
-
سطح آزاد
-
(موشک و پرتابه) زمین به هوا · دریا به هوا · رویه به هوا
-
جذب سطحی
-
استخراج معدن روباز
Add example
Add