Translation of "surfing" into Persian
موجسواری, (ورزش) غلتاب سواری, موج سواری (surfriding هم می گویند) are the top translations of "surfing" into Persian.
surfing
noun
verb
grammar
Present participle of surf. [..]
-
موجسواری
sport that consists of riding a wave
swimming or surfing in their spare time.
اواقت بیکاری را به شنا و ورزش و موجسواری میگذراندند.
-
(ورزش) غلتاب سواری
-
موج سواری (surfriding هم می گویند)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "surfing" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "surfing"
Phrases similar to "surfing" with translations into Persian
-
مرغابی سیاه کرانه زی (رجوع شود به scoter)
-
(جانور شناسی) صدف خوراکی غلتابی (جنس های Mactra و Spisula)
-
(عامیانه) غلتاب ماهی (انواع ماهی های کرانه زی سواحل غربی امریکای شمالی)
-
آبخیز · آبکوهه · خیزاب · غلتاب · غلتاب سواری کردن · موج سواری کردن · موج غلتان (بر روی ساحل یا آبسنگ یا صخره های آبگیر) · کف یا آبفشان ناشی از موج غلتان · گولاک
-
(ماهیگیری با قلاب - در امواج دریای متلاطم) ماهیگیری کردن
-
صدفهای غلتابی
-
(جانور شناسی) مرغابی غلتاب (Melanitta perspicillata - بومی شمال امریکای شمالی)
Add example
Add