Translation of "swarm" into Persian
گروه, ازدحام, ازدحام کردن are the top translations of "swarm" into Persian.
A large number of insects, especially when in motion or (for bees) migrating to a new colony. [..]
-
گروه
nounSo, similarly, in our lab, we try to create artificial robot swarms.
پس، خیلی ساده ما درازمایشگاه،سعی کردیم که یک گروه مصنوعی از رباتها را بیآفرینیم.
-
ازدحام
nounIn vain men shook their fists at the pitiless foes that swarmed before the Gate.
مردان بیهوده مشتهای خود را به طرف دشمنان بی رحمی که مقابل دروازه ازدحام کرده بودنـد، تکان میدادند.
-
ازدحام کردن
verbIn vain men shook their fists at the pitiless foes that swarmed before the Gate.
مردان بیهوده مشتهای خود را به طرف دشمنان بی رحمی که مقابل دروازه ازدحام کرده بودنـد، تکان میدادند.
-
Less frequent translations
- دسته
- انبوهیدن
- توفیدن
- توف
- (انبوه زنبوران که به همراه ملکه از کندوی خود برای ایجاد یک کوچ نشین جدید مهاجرت می کنند) گله ی زنبور
- (با: up) از درخت بالارفتن
- (زنبوران) فوج وار حرکت کردن
- (گله وار) ریختن (در محلی)
- از تیر بالا رفتن
- بارور بودن
- به صورت گله پرواز کردن
- جماعت (در حال حرکت)
- زنبوران کندو
- سیل مردم
- فراوان بودن
- فوج زنبور
- پر بودن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "swarm" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "swarm"
Phrases similar to "swarm" with translations into Persian
-
رجوع شود به zoospore
-
حرکت دستهجمعی · مهاجرتهاي دسته زنبور · گلههاي زنبور
-
حرکت دستهجمعی · مهاجرتهاي دسته زنبور · گلههاي زنبور
-
حرکت دستهجمعی · مهاجرتهاي دسته زنبور · گلههاي زنبور
-
حرکت دستهجمعی · مهاجرتهاي دسته زنبور · گلههاي زنبور