Translation of "sweet" into Persian
شیرین, دسر, شیرینی are the top translations of "sweet" into Persian.
sweet
adjective
noun
adverb
grammar
Having a pleasant taste, especially one relating to the basic taste sensation induced by sugar. [..]
-
شیرین
adjectivehaving a pleasant taste [..]
How thou didst make me laugh sometimes, my sweet angel!
فرشته شیرین من، بعض وقتها چقدر مرا میخنداندی!
-
دسر
nounDo we want sweets or fruit?
دسر يا ميوه ميخواهين ؟
-
شیرینی
nounI never even stole sweets from shops when I was a child.
حتی وقتی بچه بودم، یک دانه شیرینی هم از فروشگاه نزدی ده ام.
-
Less frequent translations
- مطبوع
- خوشمزه
- خوشی
- خوشایند
- ملیح
- لذیذ
- دلچسب
- لذتبخش
- لطیف
- مهربان
- گرامی، عزیز
- عالی
- شکرین
- آشامیدنی
- گرامی
- باشیرینی
- شيرينی
- شکرسانی
- شکرینه
- ناخورند
- نترشیده
- کماج
- تنعم
- نوشین
- معجون
- (جمع - انگلیس) شیرینی (شیرینیجات)
- (جمع) خوراک های شیرین 1
- (جمع) لذت (لذایذ)
- (خاک) غیر اسیدی
- (خودمانی) خوب
- (شیمی) عاری از گازهای بدبو
- (قدیمی) عزیز
- (مجازی) شیرین
- (موسیقی جاز) آرام
- آب نبات (امریکا: candy) 2
- آهسته و پراحساسات
- با روش دل انگیز
- به طور دلپذیر
- بی نمک
- تخمیر نشده
- ترش نشده
- خراب نشده
- خرسندی 3
- دل انگیز
- رجوع شود به sweet potato 4
- شیرین مزگی 0
- غیر اسیدی
- غیر متعفن
- هنری سویت (زبان شناس انگلیسی)
- پس خوراک (امریکا: dessert)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "sweet" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Sweet
proper
noun
A surname. [..]
-
دل نشین
Images with "sweet"
Phrases similar to "sweet" with translations into Persian
-
دی نیتروژن مونوکسید
-
(گیاه شناسی) ماگنولیای ویرجینیایی (Magnolia virginiana) · برگ بو · رجوع شود به laurel
-
ذرت شیرین
-
روغن خوراکی (به ویژه روغن زیتون) · روغن زیتون
-
(گیاه شناسی) شیرین ژد (Liquidambar styraciflua از خانواده ی witch hazel - درخت تنومند بومی آمریکا) · رجوع شود به storax · چوب این درخت
-
(گیاه شناسی) نخود شیرین (Lathyrus odoratus - یکسال زی - پیچنده) · گل نخود
-
شاهبلوط شيرين (درخت)
Add example
Add