Translation of "syncopative" into Persian

همبرشی, وابسته به همبرش یاسنکوپ, کوتاه کننده کلمه are the top translations of "syncopative" into Persian.

syncopative adjective grammar

Of or relating to syncopation.

+ Add

English-Persian dictionary

  • همبرشی

  • وابسته به همبرش یاسنکوپ

  • کوتاه کننده کلمه

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "syncopative" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "syncopative" with translations into Persian

  • (با حذف واکه ی میانی · (موسیقی) اکسان یا تشدید به عقب بردن · جای اکسان را عوض کردن · ضرب و مکث کردن · مخفف کردن · میان وا کبری کردن (مثلا bewild'ring به جای bewildering) · واژه را) کوتاه کردن · واکبری کردن (مثلاpoliceman را pliceman تلفظ کردن)
  • (موسیقی) تغییرجای اکسان · توقف · سنکوپ · سنکپ · ضرب و مکث · غش · مث · میان واکبری · واکبری · کوته سازی واژه (با حذف واکه)
  • (واژه) واکبری · (پزشکی - غش به خاطر کم رسانی موقتی خون به مغز) بیهوشی · احتباس مايعات بدن · اختلالات عصبي-هورموني · اغما · تشنجها · توقف · حذف حرف صدادار (مثلا تلفظ Gloucester به این صورت : rخ glst) · دشتنظیمی · رعشه · سنكوپ · سنکوپ · غش · مث
  • دارای حالت سنکوپ · غش کننده · همبرشگر
  • غشدار · غشی
Add

Translations of "syncopative" into Persian in sentences, translation memory