Translation of "systematize" into Persian

بهسامان کردن, دارای سیستم کردن, روشمند کردن are the top translations of "systematize" into Persian.

systematize verb grammar

To arrange into a systematic order. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بهسامان کردن

  • دارای سیستم کردن

  • روشمند کردن

  • Less frequent translations

    • سازگان دار کردن
    • منظم و مرتب کردن
    • هندادی کردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "systematize" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "systematize" with translations into Persian

  • مرور نظامند منابع
  • از روی حساب و کتاب · از روی روش · بهسامان · تشکیل دهنده ی سیستم یا سازگان · روشمند · سازمان یافته · سازگان ساز · سازگانی · سامانمند · سیستماتیک · مرتب · منظم · همست ساز · همستی · هندادساز · هندادی · وابسته به رده بندی (رجوع شود به systematical( )taxonomic هم می گویند) · وابسته به سیستم خاص
  • منظم- نظام یافته
  • ارزیابی روش مند سازی
  • ریسک سیستماتیک
  • (بافعل مفرد) علم و روش رده بندی (رجوع شود به taxonomy) · آرایهشناسی · ايمنيآرايهشناسي · تاکزونومی · تاکسونومی · سازگانبندی · سامانهشناسی
  • سازگان گرایی · فرآیند سیستم دار کردن هر چیز · هنداد گرایی
  • اریبی
Add

Translations of "systematize" into Persian in sentences, translation memory