Translation of "tag" into Persian
برچسب, اتیکت, روز are the top translations of "tag" into Persian.
A small label. [..]
-
برچسب
nounsmall label [..]
The hash tag got many angry responses, as well as a few in its support.
این برچسب پاسخهای مخالف زیادی را در کنار تعدادی پاسخ موافق در پی داشته است.
-
اتیکت
small label
-
روز
nounWaking up to Mom's special French-toast breakfast wearing the birthday king crown, playing laser tag with all my friends.
با صبحونه مخصوص مامان تَُست فرانسوي بيدار ميشي تاج پادشاهي روز تولد رو سرت ميگذاري با دوستات ليزر بازي ميکني
-
Less frequent translations
- برچسب زدن
- پاره
- حلقه
- آویزه
- لقب
- ذره
- کهنه
- اصطلاح
- منگوله
- ریختاری
- شناساندن
- زبانزد
- ژنده
- لغت
- عبارت
- شهرت
- گیره
- پایان
- (اتومبیل را) جریمه کردن
- (با سماجت) دنبال کسی یا چیزی رفتن
- (بازی کودکان) گرگم به هوا 3
- (بیس بال) تگ کردن 5
- (تئاتر) آخرین حرف هنر پیشه (هنگام خروج از صحنه یا افتادن پرده - tag line هم می گویند)
- (در اصل) بخش پاره شده و آویخته ی جامه (مثلا بخش پاره ی شلوار کهنه)
- (عبارت) فرمولی
- (قدیمی) عوام الناس
- (مجازی) بر چسب زدن
- (نگارش) زیر و زبر
- (هر چیز) بخش آویخته
- (کاشی) وشگوا
- آخرین بخش
- آرایش های خط نویسی 1
- اراذل و اوباش 4
- افزودن (به)
- بخش فلزی دو سر بند کفش (aglet هم می گویند)
- بخش مندرس
- بر چسب
- بر چسب زدن به
- برچسب گذاری
- برگ جریمه دادن به
- تعقیب کردن
- تکه پارچه
- تکه پشم
- تکه ی مو
- تگ (فراداده)
- حلقه ی گیسو
- خاطی شمردن 8
- دنبال کردن
- رشته رشته
- زبانه (مثلا زبانه ی چرمی که به پشت پوتین می زنند تا بتوان آن را آسان تر پوشید) 0
- شرابه (tassel هم می گویند)
- ضمیمه کردن
- عقب کسی افتادن
- عنوان دادن
- لباس پاره پاره
- نامیدن 7
- همراه رفتن (معمولا با: along)
- ورد زبان
- وصل کردن 9
- کارت مشخصات
- کارت مشخصات زدن به 6
- کارت نام و نشانی چسباندن به
- گندله ی پشم 2
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "tag" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Tight (inclined to play only strong starting hands and fold otherwise) and aggressive (inclined to raise often).
"TAG" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for TAG in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "tag"
Phrases similar to "tag" with translations into Persian
-
برچسب ها
-
برچسب یادداشت
-
(امریکا - ارتش -خودمانی) شناسه ی سربازی (پلاک فلزی که دور گردن سربازان می آویزند و نام و شماره ی آنها روی آن حک شده است) · شناسه ی سگ (پلاکی که نام و نشانی صاحب سگ روی آن حک شده و به گردن سگ آویخته می شود) · پلاک جنگی · پلاک هویت سرباز
-
تگ کلود
-
بر چسب زده · ضمیمه دار · نوک دار
-
خالكوبي · علامتگذاري · نشانهگذاری · نشانگذاري
-
تگ تیم (کشتی حرفهای)
-
فروش خانگی (اجناس و اسباب کهنه با برچسب قیمت)