Translation of "talk" into Persian
صحبت, صحبت کردن, سخن گفتن are the top translations of "talk" into Persian.
A conversation. [..]
-
صحبت
nounconversation
I want to talk to the famous pianist before his concert.
من می خواستم قبل از کنسرت با آن پیانیست معروف صحبت کنم.
-
صحبت کردن
verbto communicate by speech
He began to talk to the dog.
او شروع به صحبت کردن با سگ کرد.
-
سخن گفتن
verbto communicate by speech
They talk about the enemy, the demons that attack night.
درمورد دشمن سخن گفتن ، شياطيني که شباهنگام حمله مي کنن.
-
Less frequent translations
- سخنرانی
- گفت و گو
- سخن
- بحث
- مکالمه
- حرف زدن
- گفتگو
- گپ
- حرف مفت زدن
- حرف
- گفتار
- گفتن
- شایعه
- چرند
- یاوه
- کنفرانس
- گویش
- چاخان
- چرندیات
- گردهمایی
- (با حرف زدن) به حالت خاص در آوردن 0
- (به ویژه خودمانی) گفت و شنود
- (به ویژه غیر رسمی) سخنرانی
- (خبر و غیره) رد و بدل کردن
- (مطلب را) رساندن
- (معمولا با: of یا to یا on یا about و غیره) حرف زدن
- افشاگری کردن
- بند را آب دادن
- بیان کردن
- حرف مفت
- دم از چیزی زدن
- زبان زرگری 7
- زبان ویژه
- سخنرانی کردن
- سر زبان ها
- شایعه پراکنی کردن
- صحبت 1
- صدای جانور (به ویژه اگر شبیه صدای انسان باشد) 8
- صدای صحبت مانند ایجاد کردن
- صلاحدید کردن
- غیبت 5
- فاش کردن
- فضولی کردن
- لو دادن
- مخابره کردن
- مذاکره 2
- مذاکره کردن
- مشاوره کردن
- مقر آمدن
- مقر آوردن
- نطق 3
- نطق کردن
- ورد زبان
- پته را آب دادن
- چرند گفتن
- کنکاش 4
- کنکاش کردن
- گستاخی کردن
- گنده گویی 6
- یاوه گفتن
- یاوه گویی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "talk" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
A button that initiates the process of dialing a phone number.
"Talk" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Talk in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "talk"
Phrases similar to "talk" with translations into Persian
-
وراجی · پر حرفی · پرحرفی · پرگویی
-
(مثلا در ارائه ی بحث یا استدلال) نکته ی مجاب کننده · نکته ی گویا
-
تو دماغی حرف می زند
-
مذاکره
-
چاپلوسی
-
(در کلاس یا جلسه و غیره) خطابه ی همراه نمودار و تصویر روی تخته ی سیاه
-
صحبت وقيح
-
مادرن تاکینگ