Translation of "tartarous" into Persian
وابسته به یا دارای جوهر ترشی is the translation of "tartarous" into Persian.
tartarous
adjective
grammar
Of, pertaining or derived from tartar. [..]
-
وابسته به یا دارای جوهر ترشی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "tartarous" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "tartarous" with translations into Persian
-
(از ریشه ی فارسی) · (دندان و غیره) جرم (calculus هم می گویند) · (معمولا T کوچک) آدم زود خشم · بارهء دندان · تاتار · تاتار (Tatar هم می نویسند) · تارتار · جوهر آب انگور · جوهر ترشی · خشن · درد · رجوع شود به cream of tartar · ناتو · وابسته به تاتارها
-
رجوع شود به steak tartare
-
سس تارتار · سس ماهی (سس کمی ترش حاوی مایونز و زیتون و غیره) ( tartare sauce هم می نویسند)
-
(داروسازی) تارتارات پتاسیم و آنتیمونی (K)SbO(C4H4O6.)1/2(H2O که عرق آور و خلط آور است)
-
(شیمی) اسید تارتاریک (اسید بی رنگ و بلورین : HOOC)CHOH(2COOH که در برخی میوه ها و بافت های گیاهی یافت می شود) · اسید تارتاريك · اسید تارتاریک · تارتاریک اسید · تارتراتها · جوهر ترش · جوهر درد · ديهيدروكسيسوكسينيك اسيد
-
پتاسیم بی تارترات (KHC4H4O6 - در شیرینی پزی و داروسازی کاربرد دارد)
-
استیک تاتار · خوراک پیاز خرد کرده و زرده ی تخم مرغ و گوشت گاو چرخ کرده و ادویه که خام می خورند
-
وابسته به یا دارای اسید تارتاریک
Add example
Add