Translation of "territorialism" into Persian

روش اداره ی سرزمین های پهناور, نظام اقلیمی are the top translations of "territorialism" into Persian.

territorialism noun grammar

Territoriality: the assertion of rights to a territory [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • روش اداره ی سرزمین های پهناور

  • نظام اقلیمی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "territorialism" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "territorialism" with translations into Persian

  • سرزمين تحت قيموميت در اقيانوس آرام
  • سرزمین یوکان
  • (استرالیا) سرزمین شمالی (بخشی از شمال استرالیا - پایتخت : Darwin - 077915 کیلومتر مربع) · سرزمین شمالی
  • ایجاد ناحیه · محدود کردن بیک ناحیه
  • (جانورشناسی - گیاه شناسی) قلمرودار · (معمولا T بزرگ) وابسته به دفاع محلی (توسط غیر نظامیان) · ارضی · اقلیمی · انحصارطلب · بومگاهی · ساحلی · سرزمینی · منطقه ای · وابسته به سرزمین
  • بخشی از جنوبگان (اقلیم اطراف قطب جنوب که استرالیا آن را از آن خود می داند)
  • (زیست شناسی) قلمرو جانور (که در مقابل متجاوزان از آن دفاع می کند) · (مجازی - اندیشه و هنر و فعالیت وغیره) حوزه · ارض · بلوک · بومگاه · خطه · زمین · زمینه · سرزمين · سرزمین · قلمرو · قلمرو (جانوران) · منطقه T( -2 بزرگ - سابقا - آمریکا) سرزمین کم سکنه (که هنوز به صورت ایالت درنیامده بود) T(-3 بزرگ - کانادا و استرالیا) سرزمین (که به خاطر کمی جمعیت به صورت استان درنیامده) · ناحیه · کشور
  • مستملکات انگلستان در اقیانوس هند
Add

Translations of "territorialism" into Persian in sentences, translation memory