Translation of "testimonial" into Persian
گواهی, قدردانی, شهادت are the top translations of "testimonial" into Persian.
testimonial
adjective
noun
grammar
A statement, especially one given under oath; testimony [..]
-
گواهی
nounI asked him about his testimony and his desire to serve.
من در بارۀ گواهی و تمایلش برای خدمت سؤال کردم.
-
قدردانی
nounIt is my experience that it is only an amiable man in this world who receives testimonials
به تجربه دریافتهام که در این دنیا فقط از آدمهای خوش قلب قدردانی میشود.
-
شهادت
nounThis is Joseph’s own testimony of what actually occurred.
این شهادت خود یوسف است از آنچه که واقعاً اتّفاق افتاد.
-
Less frequent translations
- توصیه
- ضمانت
- تکریم
- سپاس
- احترام
- (مراسم)سپاسگزاری
- (کتبی یا شفاهی) تضمین
- تصدیق نامه
- توصیه نامه
- سفارش نامه
- هدیه (به نشان قدردانی)
- وابسته به سپاسگزاری یا قدردانی
- گواهی مشتریان قبلی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "testimonial" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Testimonial
-
گواهی مشتریان قبلی
Phrases similar to "testimonial" with translations into Persian
-
جایزه دادن · گواهی نامه یارضایت دادن
-
رضایت نامه
-
(انجیل - جمع ) کلام خدا (به ویژه نقل شده از انجیل) · (انجیل) لوحه (حاوی فرامین موسی) · (به ویژه در دادگاه) شهادت · اثبات · احکام الهی · اذعان · برهان، گواه · تصدیق · شهادت · نشان · گواه · گواهی · یادآور · یادبود
-
(انجیل - جمع ) کلام خدا (به ویژه نقل شده از انجیل) · (انجیل) لوحه (حاوی فرامین موسی) · (به ویژه در دادگاه) شهادت · اثبات · احکام الهی · اذعان · برهان، گواه · تصدیق · شهادت · نشان · گواه · گواهی · یادآور · یادبود
-
(انجیل - جمع ) کلام خدا (به ویژه نقل شده از انجیل) · (انجیل) لوحه (حاوی فرامین موسی) · (به ویژه در دادگاه) شهادت · اثبات · احکام الهی · اذعان · برهان، گواه · تصدیق · شهادت · نشان · گواه · گواهی · یادآور · یادبود
Add example
Add